تبليغاتX
طومار شرزین - حق العمل کاری فرهنگی

*)ناشری را می شناسم که دریک استان بزرگ وبا سابقه ی طولانی چاپ وانتشار کتاب در حضور یک ناشر قدرتمند وسرشناس (مانند آستان قدس )مقام نخست را به دست آورد با سیصد عنوان کتاب در سال .سابقه ی این ناشر حدود نه سال است وحالا یکی از ناشرین شناخته شده در استان است .

*)نویسنده ای را می شناسم که کتابش را برای چاپ به ناشری ارائه می دهد و ناشرحداکثر در جمله ی پنجم می گوید :هزینه ی چاپ کتاب فلان قدر است و پس از چاپ و تسویه حساب٬ کتاب ها به خودت تحویل داده خواهد شد .

*)نویسنده وشاعری را می شناسم که هردو کتاب هایشان را چاپ کرده اند ودر آرزوی توزیع کتاب هایشان با شرکت های مختلف پخش گفتگو کرده اند اما درنهایت یکی ـ نویسنده ـ کتاب هایش را به خانه اش برده وبه این و آن هدیه می دهد ودیگری ــ شاعرــ کتاب ها را ازتهران یعنی پایتخت فرهنگی و چاپ و نشر ایران به همان استان فرستاده که یکی از دوستانش به خاطر روابطی که در حوزه ی چاپ ونشر کتاب دارد شاید بتواند کتاب هایش را پخش کند .

*)درحال حاضر ــ سال ۸۶ ــ مبنای قیمت کتاب به تقریب صفحه ای پانزده تومان است و برای چاپ کتاب صد صفحه ای قیمت هزار و پانصد تومان پشت جلد حک می شود.گذشته از این که در چاپ اول ـ برای هزار نسخه ــ حدود ۴۵٪ هزینه خواهد شد .یعنی ۴۵٪ از جمع مبلغ پشت جلد تمام نسخه ها .

*)نویسنده ای را در جای دیگری از جهان می شناسم که با چاپ اول نخستین کتابش از حق التالیفی که گرفت بخش مهمی از بدهی هایش را پرداخت وبا "بخشی " از حق التالیف کتاب دومش خانه ای ویلایی خرید .این رویا نیست یک مقایسه ی تلخ است .

*)روزی جلال آل احمد به منصور اوجی گفت :" تو کتابت را آماده کن ٬ ناشر فراوان است" کمی از آن زمان فاصله گرفته ایم ونویسنده ای را می شناسم که درچاپ اول کتابش به جای حق التالیف ـ که خود موردی به شدت استثنایی بود ـ کتاب چاپ شده از ناشر دریافت کرد تا با فروش آن ها به قول زنده یاد جلال به شندر غاز حق البوقش برسد .

*)سیاست قدرت زیادی در فرهنگ دارد و نه تنها برخی کتـاب ها ٬ که حتی برخی نویسنده ها را هم  "لانسه " می کند وما تقریبن هر سال شاهد تولد نویسنده هایی هستیم که به پشتیبانی ملت ٬ دولت تعیین کرده اند و کتاب هایشان به چاپ های متعدد می رسد و از قضا به دور افتاده ترین کتاب خانه های سیار وثابت دور افتاده ترین روستاها هم می رود .اما می دانیم ـ اگرچه بعضی نمی دانند ـ که زمان قاضی بی رحمی ست .

*)شرایط سختی حاکم است .مردم کتاب نمی خوانند . اهل کتاب هم کتاب نمی خوانند .دست اندر کاران نشر کتاب هم کتاب نمی خوانند ـ حالا بگذریم از سیاهی ها که کسی هنوز نرسیده "در غیبت بی زمان تو خواب موریانه می بیند"۱ و می خواهد در حضور این غیبت ٬ افتخار دیگران را به نام خود ثبت کند ـ ناشرین حاضر به سرمایه گذاری نیستند وسرمایه را باید نویسنده یا شاعر بپردازد . ممکن ست ناشر یکی دو آب شسته تر باشد وپیشنهاد شراکت دهد .این بهتر ست اما حالت سوم که خیلی نادر است واین است که مانند چاپ ونشر کتاب در تمام جهان ٬ ناشر ملزم به سرمایه گذاری باشد و به نویسنده یا شاعر حق التالیف بپردازد .

*)من تلخم .بسیار تلخ واز مقایسه ی دونویسنده یکی درایران ودیگری درجای دیگری از جهان رنج می برم .کتاب ها ونویسنده ها زیر چتر حمایتی خاص قرار میگیرند وکتاب ها ونویسنده هایی هم بایکوت می شوند .چرا ؟ به راستی چرا می نویسیم ؟ وکی حق مطلب ادا خواهد شد ؟که نویسنده به احترام عرق روحی اش وشاعر به خاطر کشف نکته ای با شعور برتر شاعرانه ٬ قدر بیند ونه بر صدر ٬که توی اتاق ٬ حتی اگر شده دم در بنشیند .

*)کی دایره ی سو ءظن بررس ها ی کتاب محدود می شود ودیگربه یک رمان به خاطر صفت"لخت " برای کمد ـ کمد لخت ـ گیر نخواهند داد .

*)خدایا کی نویسنده ی وطنی سرش را بالا می گیرد تا به کسی که از او پرسیده چه کاره هستی ٬ با افتخار بگوید نویسنده ام ...شاعرم ؟

*)خدایا کی ناشرین ما از باد حق العمل کاری برخواهند خواست وبه اتکای وظیفه ی فرهنگی سنگینی که به دوش دارند ٬ به آری یا نه برای پذیرش یا رد سرمایه گذاری بر کتاب پیشنهادی خواهند رسید نه این که همان اول فاکتور بگذارند جلوی نویسنده وبگویند "بیا کتاب هایت راببر" ؟

*)خدایا کی کمک می کنی کمی فقط کمی انصاف داشته باشیم ؟


۱) قطعه ای از سید علی صالحی

 

نوشته شده توسط مرتضا خبازیان زاده(م.ایلنان) در ساعت 22:41 | لینک  |