ازجمله مهم ترین ویژگی های اثر هنری منحصر به فرد بودن آن است . اگر هنرمندی بخواهد اثرش را باز آفرینی کند ،آن چه حاصل می شود ورسیون جدیدی از اثر خواهد بود که بی ارتباط با اثر قبلی موجودیت مستقل خود را دارد. اگر بخواهیم به همین ترتیب دیگر ویژگی های اثر هنری - واینجا مشخصا اثر ادبی - را فهرست کنیم می توانیم به قابلیت تاویل پذیری آن اشاره کنیم .اثر ادبی معنایی تام ندارد و هیچ بخشی از آن به تمامیت اثر اشاره نمی کند .به بیان دیگر هر بخش از اثر ادبی ،می تواند در عین استقلال اشاره ای در سوی مفهوم کلی اثر داشته و یا درعین استقلال اشاره ای کاملا متفاوت و مخالف به مفهوم کلی اثر ادبی داشته باشد.از این منظر هر اثر ادبی به شرطی به عنوان اثر قابل قبول و منسجم معرفی می شود که بین این اجزای همسو یا مخالف هم پیوندی ارگانیک برقرار باشد.به گونه ای که نتوان به آسانی بخشی از اثر حذف کرد حتا اگر آن بخش مفهومی متنافر با مفهوم کلی داشته باشد. خوب است همین جا نگاهی به هنرمند - نویسنده - هم بیافکنیم.تفاوت نویسنده با دیگران یکی هم در این است که نویسنده مدام در معرض آرامش و پریشانی است.او وقتی در آرامش قرار دارد مانند دیگران است اما وقتی به پریشانی می رسد - که دلایل پریشانی برای هر هنرمند منحصر به خود اوست - به شرط آفرینش اثر هنری دوباره به سازگاری و تعادل و آرامش می رسد.
هر هنرمندی در طول عمرش حتما دوره ای را گذرانده که درآن دوره سخت در احوال خود و جهان اطرافش دقیق شده و به کشفی از طینت خود و نیز مناسبات جهان نایل شده است.آن چه از طینت آدمی کشف شده و یا آن چه از مناسبات جهان به دست آمده ،در اثری تجلی می کند که هنرمند با آن به آرامش دلخواه - اما بسیار لرزان و شکننده - می رسد .مانند کشف روحیه ی فرزند کشی که افتخار آن تا ابد برای فردوسی خواهد ماند ویا از شرح کشاف انتقام و خیانت و میل به جنایت گرفته تا بخشندگی و لطف و دیگر ویژگی های نیکوی شخصیتی که در آثار ادبی جهان فراوان است.
شاعران وضعیتی متفاوت دارند .آنها بیشتر از نویسندگان به ناخودآگاهی نزدیک اند و بیشتر از نویسندگان از این حوزه برداشت می کنند.به همین دلیل است که می گویند شاعران همان هایی هستند که واقعیت وجودی شان را نمی توانند پنهان کنند .آنها نمی توانند بیرون از دایره ی حسی خود کاری کنند ،حرفی بزنند و یا حتا چیزی بخواهند.هرچه حس شاعرانه به آنها امر می کند،همان را انجام می دهند .شاعران هم با تنهایی آشنا هستند و در آن تنهایی است که درخود اندیشه می کنند تا بتوانند با معیار قرار دادن خود و اتصال با انرژی برتر یا شعور برتر - شعور بسیط انسانی - دستاوردی برای همه ی انسان ها فراهم کنند.
اکنون بیایید دوباره این نکات را مرور کنیم.اثر ادبی تاویل پذیر است.اثر ادبی قائم به خود است و اجزای خرد آن برخلاف حس اختصاصی شان ، پیوندی ارگانیک و معنا دار با اجزای دیگر و یا کل اثر دارد.اثر ادبی ، آیینه ی درک و فهم نویسنده از انسان و مناسبات انسانی است و گاه از آن چه آموخته و در او رسوب کرده تخته ی پرشی ساخته می شود تا در اثرش به کشفی نائل آید که پیش از این نمی دانسته و نیاموخته بوده.اثر ادبی متکی به زبان است و زبان در آن کارکردی غیرقابل اجتناب دارد .زبان در اثر ادبی در غایت استحکام بوده و متن به کلمات و ترکیبات جدید معنا می بخشد.بنابر این اثر ادبی می تواند از نخستین خاستگاه های واژه معرفی شود.نویسنده ی اثر ادبی ، کسی است که جهان را درک کرده و برای درک جهان به کسی متکی نبوده اگرهم از کسی آموخته در نهایت این خود اوست که تعیین می کند چه چیز مهم است و چه چیز مهم نیست . اثر ادبی یگانه است و کسی - حتا خود آفرینشگر - نمی تواند آن را تکرار کند.آیا کسی می تواند غزلیات حافظ را تکرار کند؟مولانا را در شور انگیزترین لحظات بی خودی؟آیا کسی می تواند هملت را تکرار کند؟آیا کسی می تواند خشم و هیاهو را تکرار کند؟
در امتداد همین سخن است که می گوییم می توان کتب مقدس را از این دریچه مشاهده کرد. کتب مقدس ،متونی سخت تاویل پذیر دارند .اجزایی گاه متنافر دارند که در نهایت ،با هم مفهوم کلی کتاب را می سازند.آن که کتب مقدس را به دیگران هبه کرده - پیامبران - دوره ی تنهایی را گذرانده و نیز کتاب مقدس پیشنهاد دهنده ی واژه ها و ترکیب های تازه ی زبانی است. آیا کتب مقدس ، آثار ادبی اند؟
