تبليغاتX
طومار شرزین - رادیو و جن

*)رادیوها را می توان برحسب قدرت یا دامنه ی گیرندگی دسته بندی کرد. رادیوهایی که برای دریافت طول موج کوتاه ساخته شده اند و رادیوهایی که فقط امواج بلند را می گیرند.

*) هر شخص با حبس انرژی انسانی خود قادر ست به سطحی ارتقا یابد که آن جا می تواند گیرنده ی انرژی های سرگردان باشد .هر شخص به طور طبیعی دهنده ی انرژی ست .

سوال: چرا در پنجاه ساله ی اخیر موارد مواجهه با جن کم شده است و اغلب روایت های مرتبط با جن به گذشته های دور برمی گردد؟

پاسخ ساده : چون مزاحمت های فراوانی برای ظهور و حدوث آن ها موجود است .

نکته : انرژی الکترو مغناطیس ٬ انرزی خاصی در این مباحث است و اهمیتی به مراتب بیشتر از انرژی حرارتی و... دارد .

*) رادیوهایی که برای طول موج بلند ساخته شده است امواج با طول موج کوتاه را نمی گیرد .

*) انسان به طور معمول انرژی انسانی را درک نمی کند چون انرژی انسانی درسطح دیگری ( فراتر از قدرت درک وحس ) قرار دارد .

*) می توان با تغییراتی ٬ رادیوی موج بلند را به رادیویی تبدیل کرد که هم طول موج کوتاه را بگیرد و هم طول موج بلند را . تا صاحب رادیو چه بخواهد .

*) انسان می تواند با تمرکز و تمرین های خاص قدرت درک و جذب خود را چنان بالا ببرد که گیرنده ودرک کننده ی انرژی انسانی (خود و دیگران ) باشد .

*) جن ٬ تمرکز انرژی های سرگردان ست که به دلیل هم سویی ٬ با هم جمع شده اند .اگر انرژی انسانی شخص خاصی هم سو با انرژی جمع شده باشد ٬ بخشی از انرژی خود شخص بر ظرف انرژی اضافه شده وبسته به وضعیت ارادی شخص مورد نظر ٬ جن حادث می شود . این حدوث می تواند مستمر (برای وضعیت استمرار انرژی فرد ) ولحظه ای ( برای وضعیتی که شخص از انرژی خود سقوط می کند)باشد.

داستان: چند وقت پیش یکی از دوستانم گفت پس از گفتگو با همسرش تصمیم گرفته اند برای دومین بار صاحب فرزند شوند .آن دوست دختر بچه ی شیرین و خوش زبان شش ساله ای دارد . من ساکت بودم وبه حرف هایش گوش می کردم .گفت حالا می خواهم از تو بپرسم آیا دراین شرایط اجتماعی کاردرستی ست که دوباره بچه دار شویم ؟ من پاسخ دادم راستش را بگویم یا دروغش را ؟ گفت اول دروغش را بگو . من گفتم : نه ! با توجه به شرایط اجتماعی وآینده ی مبهم مشکلی نیست . سپس گفت حالا راستش :چون من از شخصیت او وهمسرش آگاهی داشتم و حساسیت های خانوادگی آن ها را نیز می دانستم گفتم : حرف راستم این ست که از خیر بچه ی دوم بگذری چون دیگر بچه دار نخواهی شد .آن دوست که مرا می شناخت اول ناراحت شد اما بعد گفت خب چه کار باید کرد؟ گفتم :خیلی ساده ٬ بروید دکتر .آن ها پیش دکتر مشهوری رفتند ودکتر گفت هردوی شما بیمارید ونمی توانیدبچه دار شوید مگر این که یک دوره ی درمان را طی کنید . آن گاه هردو دوره ی درمان طولانی را پشت سر گذاشتند ووقتی آزمایش ها نشان داد که برای بچه دار شدن مشکل پزشکی وجود ندارد ٬ خبرش را به من داد . اما من همچنان با اصرار می گفتم همسرت را راضی کن که ازخیر بچه ی دوم بگذرد . او همسرش را منصرف نکرد وداستان بارداری دوم به یکی ازسخت ترین توفان های زندگی شان تبدیل شد .

سوال: من از کجا فهمیدم که بچه دار نخواهند شد ؟

نوشته شده توسط مرتضا خبازیان زاده(م.ایلنان) در ساعت 21:9 | لینک  |